تبلیغات
زیست شناسی - مسائل و مشكلات جوانان در یك نگاه

مسائل و مشكلات جوانان در یك نگاه

یکشنبه 10 خرداد 1388 12:54 ب.ظنویسنده : سید حسین نقیبی

 
 

گفت و گو با: حجة الاسلام والمسلمین علیرضا اعرافى

نكته:

حجة‏الاسلام و المسلمین علیرضا اعرافى از محققان و كارشناسان مسائل تربیتى مى‏باشند. در زمینه مسائل و مشكلات جوانان، سؤالاتى در محضر ایشان مطرح كرده‏ایم. امید است توانسته باشیم راه‏حل‏هاى مناسبى براى حل مشكلات جوانان جامعه خویش ارائه دهیم و این گفت‏وگو در نظر آشنادیداران جوان مؤثر افتد.

دیدار: اساسى‏ترین آسیبى كه امروزه جوانان جامعه ما را تهدید مى‏كند چیست و راه مبارزه با آن كدام است؟

حجة‏الاسلام اعرافى: بحث درباره جوانان از یك جهت، بحث تازه و زنده‏اى است; به لحاظ كثرت جمعیت جوان كشور ما، هم‏چنین به لحاظ موقعیت‏تاریخى‏حساس ومهمى كه در آن قرار داریم و جوانان در دوره معاصر، در چند مقطع بسیارمهم، در شروع نهضت، در پیروزى انقلاب، جنگ و مقاطع و جریان‏هاى دیگر، همواره نقش مهم و ارزنده‏اى داشته‏اند. بنابراین، طبیعى است كه به دلیل همین نقش ارزشمند و مؤثر، مورد تهاجم ویژه دشمنان اسلام باشند، همان‏گونه كه كمابیش علایم و نشانه‏هاى آن را به صورت آشكار هر روز مشاهده مى‏كنید.

اگر بخواهیم، ریشه‏اى‏تر به مسائل و مشكلات جوانان بپردازیم باید به برخى عوامل اشاره كنیم. بعضى از این عوامل به طبیعت جوانى، بعضى به تاریخ معاصر ما و بعضى به همین مقطع امروز ما باز مى‏گردد.

از زاویه اول، آنچه به طبیعت جوانى بازمى‏گردد این است كه جوانى هم مثل دیگر مقاطع عمر، در ذات و طبیعتش، نیكى‏هاى فراوانى نهفته و قوت‏هاى زیادى موجود است. اما از طرف دیگر، زمینه‏هایى هم براى انحراف در آن دوران وجود دارد.

در روان‏شناسى وقتى به مراحل تربیت و رشد اشاره مى‏شود، سنین جوانى را عمدتا از مقطع 15 - 16 سالگى تا 20 - 21 سالگى ذكر مى‏كنند، هرچند جوانى در اصطلاح قرآنى، دامنه وسیع‏ترى دارد و به تعبیر قرآن «بلوغ اشد» به سنین بین 18 تا 30 سالگى گفته مى‏شود. از دیدگاه روان‏شناسى و با تجربه بشرى، روشن است كه نقاط قوت بسیارى براى كمال و رشد شخصیت در این دوره وجود دارد. احساس استقلال در نوجوان و جوان و این كه احساس مى‏كند باید خود را از محیط خانه آزاد كند و جذب جامعه‏اى بزرگ‏تر شود، شكوفایى عقلانى و منطقى، بلندپروازى و همت‏بلند، آرمان‏خواهى و ارزش‏گرایى و شور و احساسات و نشاط اجتماعى از عمده‏ترین ویژگى‏هاى جوان است. علاوه بر آن، تحولات جنسى، كه از زمان بلوغ شروع مى‏شود، اوج آن در همین سنین است. این ویژگى‏ها، ذاتا اهرم‏ها و ابزارهایى براى رشد و كمال انسانى و به شكوفایى رسیدن شخصیت است، مسائل دیگرى هم در این دوره وجود دارد; از جمله: روحیه خودنمایى، هیجانات، اضطرابات روحى و فوران قواى شهوانى - كه اگر مهار نشود و در پرتو هدایت عقلانى و منطقى و عاطفى‏قرار نگیردتبدیل به مشكلات مى‏گردد.

البته به كار بردن لفظ «مشكل‏» به این معنا نیست كه جوان ویژگى‏هایى دارد كه ذاتا ناپسند و ناخوشایند است، بلكه در او ویژگى‏هاى فراوانى وجود دارد كه اصالتا خوشایند بوده و از اهرم‏هاى لازم در طبیعت انسان است و براى رشد و كمالش لازم مى‏باشد، اما اگر هدایت و راهنمایى نشود از آن‏ها فساد و انحراف برمى‏خیزد و برایش مشكل ایجاد مى‏كند.

بدین روى، خانواده‏ها و مربیان باید توجه داشته باشند كه در سطوح گوناگون، آنچه در جوان وجود دارد نیك و پسندیده است، مشروط بر این‏كه آن را درست‏بشناسیم و هدایت كنیم. اگر این هدایت درست انجام نگیرد، مشكل‏ساز خواهد بود.

لطفا در زمینه مسائل و مشكلاتى كه براى جوانان در مقطع امروز و تاریخ معاصر وجود دارد توضیح بفرمایید.

و ما در خصوص عوامل دسته دوم كه به خصایص تاریخ معاصر ما بازمى‏گردد باید عرض كنم: در تاریخ معاصر، از عصر نوزایى به بعد مشكلاتى براى جامعه ما - به طور عام - و براى جوانان - به طور خاص - پدید آمد. در واقع، از یك‏سو، در نظام‏هاى غربى تحولات فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى به وجود آمد و از سوى دیگر، رخوت و ركودى كه در عالم اسلام وجود داشت موجب تفوق فن‏آورى و دانش تجربى و مادى غرب نسبت‏به جهان اسلام شد. اولین برخورد نوجوان و جوان جامعه ما - اگر در همین رشته‏هاى متعدد و متنوع نیز تحصیل كرده باشد - جاذبه‏هاى علم و صنعت و فن‏آورى غرب است. در این‏جا، دو چیز براى جوامع اسلامى مشكل ایجاد مى‏كند و بر جوان به دلیل الگو پذیرى و آرمان‏خواهى‏اش، فزونى پیدا مى‏كند:

یكى این‏كه جوان مى‏بیند آن‏چه زودتر با او تماس برقرار مى‏كند، همین مسائل علمى و ظواهر صنعت و مظاهر تمدن غربى است. دوم آن‏كه معنویات، معارف دینى و ارزش‏ها كم‏تر به او منتقل مى‏شود. این‏ها براى همه جهان اسلام و براى جوان به دلیل ویژگى‏هایش، مشكل ایجاد مى‏كند.

جوان احساس مى‏كند كه بهترین الگوها را مى‏توان در تمدن و فرهنگ غرب یافت. بنابراین، سیطره الگوها و فرهنگ غربى در ظواهر مادى، موجب بروز مشكلات فراوانى در این مقطع سنى مى‏شود كه شاید در مقاطع دیگر این‏قدر تاثیر نگذارد. البته هر قدر تمدن و فن‏آورى غرب پیشرفت پیدا كند، ظواهر بیش‏ترى از خود به ما نشان خواهد داد; مثلا، در عصر موسوم به انفجار اطلاعات به تدریج، به سمتى مى‏رویم كه مهار مرزهاى فكرى و اخلاقى بسیار مشكل مى‏شود. ما از نظر شرعى موظفیم جلوى فساد و انحراف را بگیریم. البته گسترش اطلاعات، محاسن برجسته‏اى دارد، ولى در مقابل، آسیب‏هایى را هم متوجه جامعه و نسل جوان ما مى‏كند. این به لحاظ تاریخ معاصر ما و تفوق فرهنگى غرب، به خصوص در مقطع اخیر.

اما در قسمت‏سوم كه به آن اشاره كردم، جوان در كشور ما در نظامى قرار گرفته كه تهاجم غربى متوجه اوست. عوامل دسته اول - یعنى، عواملى كه از طبیعت جوانى برمى‏خیزد - عام و فراگیر است و براى همه وجود دارد. درباره عوامل ثانوى هم، كه از تمدن غرب برمى‏خیزد، قبلا توضیح داده شد. این عوامل تقریبا همه كشورها، حتى كشورهاى غیر اسلامى، را شامل مى‏شود. اما این عامل سوم متوجه جامعه ما، به خصوص نسل جوان ماست; یعنى، آن‏ها حساب شده، با تمركز بیش‏تر، با هزینه‏هاى فراوان‏تر و برنامه‏هاى بسیار علمى، دقیق و محاسبه شده جوانان ما را هدف‏گیرى كرده‏اند. در واقع، جوان ما باید این خودآگاهى و تحلیل را داشته باشد، كه هم در معرض برخى عوامل درونى و نفسانى است كه باید آن‏ها را بشناسد; هم در معرض هجوم تمدن غربى و ظواهر فریبنده اوست و هم در معرض یك تهاجم ویژه در این مقطع پس از انقلاب اسلامى. تصور مى‏كنم اگر ما بتوانیم این تحلیل‏ها و آگاهى‏ها را به جوانان و خانواده‏هایمان بدهیم، بسیارى از مشكلات حل مى‏شود.

به نظر شما، شیوه‏هاى مناسب جلوگیرى از انحراف جوانان كدام‏اند؟

ما در هر یك از این سه بخش، باید چاره‏اى مناسب بیندیشیم. البته نكته اساسى در همه این‏ها دادن آگاهى به جوان است. وقتى‏كه جوان ما تحصیلات بالایى نداشته باشد و حفاظت‏هاى فیزیكى بیش‏ترى میسر باشد، ممكن است‏بتوانیم او را در برابر تهاجم‏ها محافظت كنیم، ولى این محافظت‏هاى فیزیكى - همان‏طور كه وقایع خارجى هم به ما نشان مى‏دهد - روز به روز كم‏تر مى‏شود. بنابراین، بر جامعه دینى ما، اعم از خانواده‏ها، روحانیت، حوزه و نسل جوان، لازم است‏براى مقابله آمادگى داشته باشد. هر چه جلوتر مى‏رویم، مقابله، علمى‏تر و فرهنگى‏تر مى‏شود و اگر خانواده‏اى اطلاعات كافى نداشته باشد، نمى‏تواند جوانش را تربیت كند و به او آگاهى بدهد. خانواده‏هاى ما باید مجهز شوند و نهادهاى تربیت دینى با یك نگاه جدید به این مساله بپردازند.

اگر در نظام آموزش و پرورش و دانشگاهى ما، اصولا شناخت تاریخ معاصر و نقد تمدن و فرهنگ غرب جایگاه ویژه‏اى داشته باشد، مى‏تواند بسیار مؤثر باشد. تمدن غرب على‏رغم همه ظواهر زیبا، فریبندگى و دل‏ربایى‏هایش، نقاط ضعف و خلل فراوانى هم دارد و اگر ما تاریخ معاصر دنیا و نقد تمدن و تفكر غرب را در سطوح گوناگون از همان دوره دبیرستان شروع كنیم و متناسب با تحصیلات، این نقد و شناخت قوى‏تر شود، تصور مى‏كنم بتوان جلوى بسیارى از آسیب‏ها را گرفت; زیرا آسیب‏ها و مشكلات یك بخش اخلاقى دارد ویك بخش پایه‏اى‏تر كه آن بخش فكرى و فرهنگى است. ما در بخش فكرى و فرهنگى باید سرمایه‏گذارى خاص داشته باشیم.

این یكى از نكات مهمى است كه باید به آن توجه شود. نوجوان و جوان ما باید به قدرت فكرى و فرهنگى ما اعتماد كند و جلب چنین اعتمادى، نیازمند به كارگیرى روش‏هاى علمى و عاطفى مناسب است. خانواده‏ها و به ویژه زوج‏هاى جوان، از ابتدا باید خود را به شناخت مجهز نمایند.

در عصر ما، جوان بر سر دوراهى قرار مى‏گیرد و با یك تعارض نقشى مواجه مى‏گردد: از یك‏سو، فرهنگى كه داراى زرق و برق زیادى است و جذبه هم دارد به او القا مى‏شود و از سوى دیگر، فرهنگى كه در این جامعه دینى ارائه مى‏شود نسبت‏به فرهنگى كه سیطره دارد جذبه كم‏ترى دارد. با توجه به این مساله، وظیفه ما براى مقابله با آسیب‏دیدگى جوانان چیست؟

روشن است كه ما در مقام تربیت، هم با بعد عقلانى و فكرى به عنوان یك مساله زیربنایى ارتباط داریم و هم در بعد عاطفى و احساسى كه بیش‏تر در قلمرو هنر قرار مى‏گیرد. هیچ گاه در یك كار تربیتى براى معمول انسان‏ها، تكیه صرف بر تعقل و تفكر كارساز نیست و همیشه به هنر، فنون و ظرافت نیاز دارد. البته این مساله داراى یك بعد انحصارى و تك عاملى نیست كه با آن بتوان همه مشكلات را حل كرد، بلكه جوان ضمن این‏كه پایه‏هاى فكرى دارد، در عین حال، استفاده از ابعاد عاطفى و هنرى نیز براى او از عوامل مهم ارتباطى است. دوره انقلاب به دلیل طبیعت هیجانى و شور و نشاطش، جوان را سیراب مى‏كند. در مقطع جنگ نیز هیجان جنگ بسیارى از این ابعاد احساسى و عاطفى را پاسخ مى‏دهد و زیاد نیاز به چیزهاى دیگر نیست. پس از جنگ، آنچه را باید به آن بپردازیم این است كه مراكز تبلیغى ما باید این شور جوانى را به حساب بیاورند و با انواع هنرها به این شور و هیجان پاسخ دهند. الگو دادن، تحلیل درست، شناخت تاریخ معاصر و ارزش‏هایى كه در انقلاب به وجود آمده همه به جاى خود، ولى خود این‏ها نیاز به كاربرد هنر دارد كه ما از آن كم‏تر استفاده كرده‏ایم. بنابراین، باید به نوعى شورآفرینى كرد كه تا حدى هیجانات‏و شورو نشاطجوانى هم‏پاسخ داده شود. البته پرداختن به این مساله مستلزم نگاهى جدیداست كه‏متاسفانه‏پس ازجنگ، نهادهاى علمى، فرهنگى‏ودینى،خود رابه‏آنچه در این عرصه لازم است، تجهیز نكرده‏اند.

همان‏گونه كه اشاره شد، جوان جامعه ما دچار تعارض درونى است و این یكى از بدترین حالات است كه اگر به صورت منطقى حل نشود، به عقدهاى روانى، افسردگى‏ها و نابسامانى‏هاى فكرى درونى تبدیل مى‏گردد. جوان ما در دوره انقلاب یا در جنگ، كم‏تر در معرض این تعارض قرار مى‏گرفت چون شور و هیجان انقلاب و جنگ كم‏تر فرصت مى‏داد كه چنین تعارض‏هایى به وجود بیاید. این‏گونه تعارض‏ها به صورت طبیعى، به نفع روحیات و احساسات معنوى حل‏شده و احساسات دینى كارساز بود. اما در این دوره كه به عنوان «سازندگى‏» نامیده مى‏شود، از آن هیجانات خبرى نیست و اگر دقیق برنامه‏ریزى نشود غالبا این تعارض مشكل آفرین است.

نكته دیگرى كه باید مورد توجه قرار گیرد این است كه اگر تبلیغات و تربیت‏هاى دینى ما متناسب با این فضا و شرایط جدید نباشد ممكن است آسیب‏هایى ایجاد كند كه باید آن‏ها را شناخت. به‏خصوص در یك نظام دینى كه اگر این هیجانات نیز نباشد و جوان احساس كند كه این تربیت از موضع قدرت است و با مربیان و مبلغان احساس ارتباط عاطفى ننماید، مشكلات یك نظام دینى را هم با تربیت دینى و با دین مساوى ببیند، این موارد گاهى تربیت را در یك نظام دینى دشوار مى‏كند. برخلاف این تصور كه در اختیار داشتن اهرم‏هاى دینى بسیارى از زمینه‏ها را براى تربیت دینى فراهم مى‏سازد، این نكته را هم باید بدانیم كه قدرت - همان‏گونه كه در سیاست گفته مى‏شود، اگر دقیق هدایت و مهار نشود، فساد مى‏آفریند - در تربیت هم بى‏آسیب نیست. این مبحثى است كه ما كم‏تر به آن توجه كرده‏ایم. در هر صورت، نسبت تربیت و سیاست قابل توجه جدى است.

پس از فروكش كردن شور انقلاب و جنگ، اكنون بحث تهاجم فرهنگى مطرح است. ولى متاسفانه بعضى از برنامه‏هاى فرهنگى، مانند برنامه‏هاى رادیو و تلویزیون جوابگوى نیازهاى نسل جوان نیست. نظر شما در این مورد چیست؟

نباید زیاد صدا و سیما یا هر جاى دیگر را مورد انتقاد قرار داد; زیرا شناختن فضاى جدید و طراحى برنامه مناسب براى آن، كار علمى سنگینى است. اما در عین حال، باید به این نكته اشاره كنم كه در مقوله تربیت، اصطلاحى وجود دارد به نام «پارادوكس آزادى و تربیت‏» و آن عبارت از این است كه ما اصولا وقتى مى‏خواهیم به تربیت دست‏بزنیم، ممكن است متربى و جوان احساس كند مسائلى به او تحمیل مى‏شود. بنابراین، تمام تلاش مربیان و خانواده‏ها باید این باشد كه تربیت را هر چه بیش‏تر تلطیف كنند تا برخورد آن با آزادى شخص و حق انتخاب و گزینش او برطرف شود. در تربیت دینى این دشوارى قدرى بیش‏تر مى‏شود. بى سبب نیست كه خود قرآن كریم عالى‏ترین مضامین عقلانى و فكرى را با زیباترین شیوه‏ها بیان مى‏كند.

بحث‏تربیت دینى از چند جهت قابل بررسى است: یكى بحث آسیب‏هاى تربیت دینى است; یعنى، آفت‏هایى كه ممكن است از این ناحیه پیدا شود، به خصوص در یك نظام دینى. دیگرى بحث هنر و انواع شیوه‏هاى هنرى

است كه باید به كار گرفته شود. علاوه بر آن نوع و چگونگى ارائه معلومات و معارف دینى است كه تنوع در آن لازم است و نباید در آن احساس خستگى شود. متاسفانه در كتاب‏هاى تعلیمات دینى مقاطع گوناگون آموزش و پرورش، نقاط ضعف فراوانى وجود دارد كه باید كار اساسى از همین‏جا شروع شود.

به هرحال، این‏ها مشكلاتى است كه وجود دارد و تصور نمى‏كنم در یك جلسه بتوان همه این‏ها را بحث كرد. امیدوارم مراكزى مثل همین مؤسسه و مراكز مشابه، به این نوع مسائل بپردازند، هرچند متاسفانه در بدنه حوزه نگاه دقیق و علمى وجود ندارد. ان‏شاءالله در این مراكز به این مشكلات توجه شود. البته گام‏هایى هم برداشته شده است. در پایان، به بعضى از مواردى كه به حوزه تعلیم و تربیت و روان‏شناسى مربوط مى‏شود و حساسیت‏بیش‏ترى دارد، به عنوان شیوه‏هاى دیگرى كه باید به آن توجه داشت، اشاره مى‏كنم:

بزرگ‏ترهاى ما در خانوده‏ها، مربیان و مبلغان باید به انقطاع و گسل فكرى كه بین آنان و جوانان پدید آمده توجه داشته باشند. اولین گام در تربیت این است كه بین مربى و متربى ارتباط صمیمى برقرار شود و هیچ چیز براى ایجاد و تحقق این ارتباط صمیمى مهم‏تر از درك دنیاى جوان نیست. كه بسیارى از مواقع، در خانواده‏ها پدران و مادران عواطف دینى دارند و در این خصوص، به شدت احساس تعهد و مسؤولیت مى‏كنند، ولى كاملا از دنیاى جوان - یعنى، علاقه و انگیزه‏هاى او - بریده هستند، در حالى كه زمانى خودشان آن را تجربه كرده‏اند، اما تجربه جوانى خود را فراموش نموده‏اند. این نكته مهمى است كه براى تربیت جوان ابتدا باید به خودمان بپردازیم; یعنى، پیش از این‏كه از جوان بحث كنیم، باید بحث از خودمان كنیم. بنابر این، نكته بسیار مهم درك جوان است. دوم این‏كه پس از درك جوان، اعتماد او را نیز جلب كنیم تا بفهمد پدر یا مربى او انگیزه‏ها و علایقش را مى‏شناسد و به آن‏ها بها مى‏دهد پس از این دو مساله، باید طرح و برنامه داشته باشیم و شیوه‏هاى هنرى، فكرى و فرهنگى را به كار ببندیم.

تربیت نیاز به الگو دارد. به نظر شما، سالم‏ترین و بهترین الگو در جامعه ما، براى جوانان چیست؟

اصولا الگو به گرایش‏ها و علاقه‏هاى اولیه، كه به شكلى در انسان وجود دارد، مربوط مى‏شود; یعنى، انسان مى‏خواهد مظهر تام و كمالش را پیدا كند. به همین دلیل، ناخودآگاه به سمت آن كشیده مى‏شود; این یك تحلیل روان‏شناختى ازالگو است.

نكته دیگر این‏كه همه ما غیر آگاهانه تحت تاثیر الگوهاى فراوانى قرار مى‏گیریم. اگر ما خودمان را تحلیل كنیم، به خوبى مى‏توانیم بفهمیم در دوره نوجوانى چه الگوهایى ما را به سمت‏خود برده است. در دوره جوانى و نوجوانى الگو نقش بسیار مهمى در زندگى دارد; زیرا غرایز گوناگونى در انسان وجود دارد، زمینه‏هاى الگوپذیرى متعددى نیز در انسان هست. اما مهم این است كه ما به كدام الگو جایگاه برتر بدهیم. این مساله باز مى‏گردد به آن نكته كه ما باید با به كار بستن شیوه‏هاى هنرى، الگوهاى معنوى را پرجاذبه كنیم. بنابراین، كاربرد هنرها و فنون در این زمینه نقش مهمى دارد.

یكى از الگوهاى فوق‏العاده پرجاذبه براى جوانان، دوران دفاع هشت‏ساله است. منتهى این الگوها را كسى مى‏تواند تجربه كند كه در جنگ قرار گرفته باشد. یا اسوه‏هاى بسیار ارزشمندى مانند حضرت امام راحل رحمه الله. باید براى نسل جوانمان با شیوه‏هاى هنرى، الگوهاى اصیل گذشته را پرجاذبه كنیم.

نكته دیگرى كه در این‏باره مطرح است این كه ادبیات و هنرهاى ادبى در هدایت جوان نقش بسیارى دارد به‏خصوص در جوانانى كه تحصیل مى‏كنند. همه این‏ها بحث‏هاى نظرى و كلى مساله بود. مشكلات جدى اقتصادى و مانند آن هم هست كه نقش بازدارنده دارد و نمى‏توان آن‏ها را دست كم گرفت.

مدتى قبل، سفرى به كرمانشاه داشتم، هم‏زمان با ایام تاسوعا و عاشورا. از قریب بیست،سى شهر عبور كردیم تا به كرمانشاه رسیدیم. به هر شهرى كه مى‏رفتیم، دو نكته جلب نظر مى‏كرد: یكى این‏كه مشعل عزادارى اباعبدالله علیه السلام به این شكل عواطف، هیجانات و احساسات جوانان را به خود جذب كرده است و هر جا قدم مى‏گذارى این مشعل را روشن، زنده و برافروخته مى‏بینى. گذشته از آن، هر جا مى‏رفتیم احساس مى‏كردیم با نسل جوان مواجه هستیم. در هر صورت، مشكلات مسكن، ازدواج و شغل جوان از جمله مواردى است كه اگر ما نتوانیم پاسخ‏گوى آن‏ها باشیم، هر قدر هم در این زمینه‏ها كار كنیم، ضعف كارمان مشهود است. امروز نگرانى مهم نسل جوان ما غیر از بحث ازدواج، آینده شغلى است; هر كسى باید در جوانى، دورنماى روشنى از آینده خود ببیند; زیرا تیره و تار بودن جایگاه و منزلت آینده عامل مخربى است. این از جمله بحث‏هاى كلان اجتماعى است; یك مساله خانوادگى و فردى نیست. بنابراین، باید سیاستمداران و سیاست‏گذاران ما به آن توجه داشته باشند ما با انبوه جوانان تحصیل‏كرده و غیر تحصیل‏كرده مواجهیم كه اگر امروز آینده روشنى برایشان ترسیم نكنیم، با مشكلات روانى فراوانى رو به رو خواهند شد. ممكن است ما سال‏هاى بعد براى جوانان شغل ایجاد كنیم، ولى این كافى نیست. جوان باید احساس كند كه آینده‏اش روشن و تامین است.

ما چگونه باید به جوانان و نوجوانان خودمان الگوهاى مثبت‏بدهیم كه به دنبال الگوهاى منفى نروند؟

فرهنگ ما سرشار از اسوه‏ها و الگوهاى مثبت است. ما براى همه مقاطع سنى و اقشار گوناگون الگو و نمونه اعلا داریم. اما باید فرهنگى را كه در خانواده‏هاى دینى ما به صورت سنتى وجود دارد یا در حوزه‏هاى ما هست - كه معمولا الگو را با یك بیان نوشتارى معرفى مى‏كنند - متحول نماییم; باید مراكزى باشند كه دایم الگوها را بازسازى كنند.

اخیرا جوان 25 ساله‏اى را دیدم كه قرآن را در مدت كوتاهى به نظم درآورده بود. ترجمه منظوم قرآن كار جالبى است. اگر ما بخواهیم كسى را با قرآن آشنا كنیم یك راه، آن است كه كلاس قرآن برگزار كنیم. راه دیگر آن است كه قرآن منظوم را به او معرفى كنیم. قرآن منظوم كسانى را كه به این نوع ترجمه گرایش دارند، جذب مى‏كند.

به یاد مى‏آورم یكى از استادان دانشگاه كه مسؤولیتى هم دارد، در جمع تعدادى دانشگاهى و جوان غزلى خواندند كه مضامین آن برگرفته از سوره ضحى بود. این‏قدر این غزل پرجاذبه بود كه تصور مى‏كنم جوانانى كه آن‏جا بودند تا مدتى جذب مضامین آن بودند. این نمونه‏اى از تنوع شیوه‏هاى بیانى به شكل هنرى و فنى است كه متاسفانه ما در این زمینه ضعیف هستیم. یك، غزل كه حاوى مضامین قرآنى باشد، نسبت‏به قرآن انس ایجاد مى‏كند. ادبیات، هنر، فیلم و تئاتر، همه مى‏تواند جاذبه‏دار باشد.

وقتى كه حضرت اباعبدالله علیه السلام خبر شهادت را به حضرت على‏اكبر علیه السلام دادند، سؤال كرد: آیا در آن هنگام ما برحقیم؟ حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند: به خدا قسم، ما برحقیم. آن‏گاه حضرت على‏اكبر علیه السلام مى‏گوید: «فاذن لاابالى بالموت‏»; پس از مرگ هراسى نیست. این یك الگوى پرجاذبه و دلرباست كه مى‏تواند جمع زیادى از جوانان را جذب كند. اگر ما همین جمله را در قالب‏هاى گوناگون بریزیم و به هزار شیوه و بیان درآوریم، هر قالب آن مى‏تواند جمعى را جذب كند.

این نكته را هم باید بیفزاییم كه ما نباید هیچ‏وقت‏با الگوهایى كه امروز جاذبه دارد، برخورد تند احساسى و بى‏مقدمه داشته باشیم; نباید با الگوهایى كه مباح است - مانند الگوهاى ورزشى كه ممنوع هم نیست - بدون زمینه‏سازى برخورد كنیم. به عبارت دیگر، حذف یك الگو بدون دادن الگوى جذاب دیگر كار موفقى نخواهد بود.

آیا فقط كسانى كه در دوره سنى خاصى قرار دارند دنیاى جوان را درك مى‏كنند؟

از خصوصیات و توانایى‏هاى انسان این است كه مى‏تواند على‏رغم گذر عمر، جوانى خودش را حفظ بكند. این از توانایى‏هاى جالب انسان است كه مى‏تواند نشاط و شادابى خود را در حد بالایى حفظ كند. افراد موفقى كه بتوانند نشاط و انگیزه‏هاى جوانى خود را حفظ كنند و تجربه و پختگى سنین بعد را نیز به آن ضمیمه كنند، معمولا انسان‏هاى قهرمان و بزرگى خواهند شد. البته همه در یك سطح نمى‏توانند این شور و نشاط و انگیزه جوانى را حفظ كنند، ولى انسان‏هایى مثل امام رحمه الله واقعا در هشتاد سالگى هم مانند جوان باانگیزه، علاقمند و امیدوار بودند. كمابیش همه باید این تجربه‏هاى جوانى را در خودشان بازسازى كنند و نگذارند فراموش شود. این یكى از شاه‏كلیدهاى موفقیت در تربیت است.

با توجه به این‏كه ابوى حضرتعالى، حضرت آیة‏الله اعرافى رحمه الله از جمله كسانى بودند كه حتى در سنین بالا، روحیه و نشاط جوانى خود را حفظ كرده بودند، از خاطراتى كه از ایشان به یاد دارید برایمان یگویید.

ایشان از چهرهایى بودند كه در سن هفتاد، هشتاد سالگى هم مثل یك جوان، روحیه‏اى امیدوار، علاقه‏مند و انقلابى داشتند. یك وقتى مقام معظم رهبرى فرمودند: زمانى كه در ایرانشهر تبعید بودم، احساس مى‏كردم كه ایشان (آیة‏الله اعرافى) در همان سن هفتاد سالگى كه به دیدن من آمده بود، شور و نشاط یك جوان را دارد.

الگوهاى شما در دوران جوانى‏تان چه كسانى بوده‏اند؟

براى خود من در دوره نوجوانى و جوانى، الگوهایى وجود داشت كه همیشه همراهم بود، اگرچه در تاسى به آن‏ها زیاد موفق نشدم. ولى به هر حال برایم پرجاذبه بود. الگوهایى مثل حضرت امام رحمه الله، علامه طباطبائى رحمه الله، مرحوم شهید مطهرى رحمه الله، مرحوم شهید صدر رحمه الله و تعدادى از شخصیت‏هاى دیگر. این‏ها الگوهایى بودند كه ناخودآگاه مرا جذب كردند. در سنین هیجده، نوزده سالگى كه مقدارى در درس شهید مطهرى رحمه الله شركت مى‏كردم در سطح بالایى، در حال و هواى آن زمان، الگویم را در ایشان مى‏دیدم و تصور مى‏كنم او بیش از دیگران در زندگى من مؤثر بوده است.

بیش‏تر دانش‏پژوهان مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى رحمه الله از طبقه جوان هستند، اولا، چه توصیه‏اى براى این دانش‏پژوهان دارید؟ ثانیا، ما چگونه مى‏توانیم با به كاربردن یك شیوه جذاب، جوان‏ها را بیش‏تر به خودمان جذب كنیم؟

اولا، ما شخصیت‏هاى برجسته‏اى را در حوزه داریم كه طلبه‏هاى جوان مى‏توانند از میان آن‏ها، الگوهاى مناسبى انتخاب كنند. ثانیا، طلبه امروز ما باید به نكاتى كه در آغاز صحبت، به آن‏ها اشاره كردم بیش از همه توجه داشته باشد. باید بداند كه یك جوان عادى و معمولى نیست، بلكه رسالت‏سنگینى بر دوش دارد. این را هم باید دانست كه ایفاى این رسالت در سختى‏هاى دنیاى معاصر و برخوردهاى فكرى، كه وجود دارد، كار دشوارى است و البته كارى لذت‏بخش و ارزشمند. اگر طلبه ما آرمان‏خواه و ارزش‏گرا باشد و الگوهاى بالایى براى خودش انتخاب كند، مى‏تواند براى آینده‏اش مؤثر باشد. طلاب و فضلاى جوان و متعهد باید در قبال آرمان‏ها و رسالت‏هاى والاى خود در این عصر، احساس مسؤولیت جدى داشته باشند و خود و حوزه را آماده انجام آن رسالت‏ها و ایفاى نقش فكرى، اخلاقى و معنوى مؤثر متناسب با زمان و مؤثر بنمایند. تاسى به الگوهاى متعالى حوزه‏هاى دینى و چهره‏هاى اندیشمند و زمان‏شناسى مانند شیخ مفید، شیخ طوسى و امام خمینى‏رحمهم الله مى‏تواند راهگشا باشد. طلبه جوان حوزه باید بداند آینده حوزه به عالمان روشن‏اندیش و زمان‏شناس و متخلق به اخلاق الهى نیاز دارد و براى آن هدف و آن روزگار باید آماده شود.

از این‏كه وقت‏شریفتان را به این مصاحبه اختصاص دادید متشكریم، امیدواریم در فرصت‏هاى بعدى بتوانیم در خدمتتان برخى دیگر از مسائل جوانان را مطرح كنیم.

بنابراین، تمام تلاش مربیان و خانواده‏ها باید این باشد كه تربیت را هر چه بیش‏تر تلطیف كنند تا برخورد آن با آزادى شخص و حق انتخاب و گزینش او برطرف شود. در تربیت دینى این دشوارى قدرى بیش‏تر مى‏شود. بى سبب نیست كه خود قرآن كریم عالى‏ترین مضامین عقلانى و فكرى را با زیباترین شیوه‏ها بیان مى‏كند.

 http://www.hawzah.net/per/magazine/di/006/di00604.asp


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر